به نام خدای رفیقان خاکی
تابه تو دل دادم تو رفتی
تا چشم به هم زدم تنهام گذاشتی
داد میزدم که بمونی
که باز ازعشقم بخونی
داد میزدم نفس زنان
باقلب عشق تپش کنان
داد میزدم اسم تورو
باناله واشک والتماس
تنهام نذار ای بی وفا
ای تکیه گاه مهربون
داد میزدم یادت بیاد
حرفایی که بهم زدی
اون وعده ها که از رو عشق
به قلب من هدیه دادی
یادت میاد میگفتی که:
*پیشم میمونی تا ابد*
*برام میخونی تا ابد*
*عاشق میمونی تا ابد*
*عوض نمیشی تا ابد*
یادت میاد بخاطرم:
پاگذاشتی رو غرورت
گفتی منو دوسم داری
*عاشقمی*
دیوونه ی نگاهمی
یادت میاد میگفتی:
من
تا روز آخر باهاتم
میگفتی:
با من میمونی
قول دادی و قسم خوردی
به جون من که عشقتم
به جون عاشقای روی این زمین
که بمونی به پای من تا آخرش
*تا پای جون*
یادت میاد روزایی که
منت چشمای منو
با حرفای عاشقونت میکشیدی
دلتنگ چشمام میشدی
عاشق ودیوونم بودی
یادت میاد:
حرفایی که بین من وتو میگذشت
خنده هامون
گریه هامون
قهرای من
آشتی هامون
نگاه تو
صداهامون
دعاهامون
که به خدا می رسیدن
یادت میاد:
کنار من نشستی وتوی چشام زل زدیو
دست منو گرفتیو
بوسه زدی به لب من
پربودی ازعشق ونفس
من و تو و خدا و بس
هیچکسی بین ما نبود
که قلب من پیشش باشه
یا دل تو اسیر قلب اون باشه
یادت میاد:
گناه ما عاشقی بود وعاشقی
بزرگترین گناه من
دوست داشتن وعاشقی بود
بزرگترین جرم توام
بوسه زدن به دست من
غرق دعا شدم برات
غرق خدا شدم برات
صداش زدم گفتم بهش:
*تا زنده ام تورو میخوام*
چی شد که دل کندی ازم؟
کی عشقمو ازت گرفت؟
چی شد که رفتی از پیشم؟
کی قلبتو ازم گرفت؟
چرا صدات درنمیاد؟
چرا نمیگی چی شده؟
چرا نمیگی این وسط
کی عشق من رو دزدیده؟
چرا باهام غریبه ای؟
چرا صدام نمیزنی؟
اسممو یادت نمیاد
یا دیگه حرف نمیزنی؟
با منی که هنوز که تو نیستی
ولی
*عاشقتم*
با اینکه میدونم دیگه
*تو مال من نیستی عزیز*
چشات داره داد میزنه
منو نمیخوای میدونم
دیگه باید هرجورشده
ازتو وعشقت بگذرم
خدارو فریاد میزنم
بازم تو عاشقم بشی
تو رو به من برگردونه
به داد چشمام برسی
چند شبه که از فکر تو
از فکر عشق پر زدت
از فکره عشق تازتو
از فکر قلب یخ زدت
خوابم نمیبره دیگه
چشام دارن کم میارن
سو ندارن خستن دیگه
آخه اونا طاقت این دل سنگی هاتو ندارن
طاقت این گریه هاو دل تنگی هامو ندارن
خدا خودش میدونه که:
صاحب قلب من تویی
صاحب خونه ی دلم
صاحب زندگیم تویی
خدا میدونه من دیگه
تحملم تموم شده
دوریت منو عذاب میده
دلم پر از غصه شده
حالا که دوستم نداری
حالا که از من دلخوری
حالا که دیگه طاقت دیدن من رو نداری
حالا که خسته ای دیگه از این حرفای تکراری
حالا که اشک و ناله هام قلبتو تکون نمیده
حالا که افتادم منم از چشمای نازت دیگه
فقط یه فرصتی بده
یه دل سیر نگات کنم
تمام روزای خوشو
وقف تو وچشات کنم
بذار تو چشمات بخونم که عاشقی یا فارغی
چشمای تو یه کم نمه یا خالی از عشق و غمه
من میدونم تو عاشقی همیشه بازنده منم
اما حساب عشق تو از بقیه عشقا جداست
دیگه دلم خالی شده
جمله هامم تموم شده
تو هم یه روز شاید بگی:
دلت واسه من تنگ شده
*خدانگهدار* کسی که تباه کردی زندگیمو
دیگه فرقی نمیگنه وقتی نداری هوامو...
*تقدیم به همه ی دریا دلانی مثل خودم*...
22/05/1392
نظرات شما عزیزان: